(di' fekt)
دیفِکت
fault; that which is wrong
عیب؛ چیزی که اشتباه است
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
My Chevrolet was sent back to the factory because of a steering defect.
شورولت من بهخاطر یک نقص در فرمان به کارخانه بازگردانده شد.
His theory of the formation of our world was filled with defects.
نظریه او درباره شکلگیری جهان پر از نقصها بود.
The villain was caught because his plan had many defects.
آدم شرور بهخاطر نقصهای زیاد نقشهاش دستگیر شد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.