واژه

probe

(prob)

بررسی کردن / کاوش کردن

پروب

Definition

search into; examine thoroughly; investigate

توضیح فارسی

جستجو و بررسی کامل کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The lawyer probed the man’s mind to see if he was innocent.

وکیل ذهن مرد را بررسی کرد تا ببیند بی‌گناه است یا نه.

دِ لاویِر پروبد دِ مَنز مایند تو سی ایف هی واز اینِسِنت.

After probing the scientist’s theory, we proved it was correct.

پس از بررسی نظریه دانشمند، ثابت کردیم که درست است.

اَفتِر پروبینگ دِ سایِنتیستس تھیِری، وی پروود ایت واز کُرِکت.

King Henry’s actions were carefully probed by the noblemen.

اقدامات شاه هنری با دقت توسط اشراف بررسی شد.

کینگ هِنریز اَکشنز وِر کِرفولی پروبد بای دِ نوبِل‌مِن.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.