kôrps
کُرپس
a dead body, usually of a person
بدن مرده، معمولاً بدن یک انسان
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
When given all the data on the corpse, the professor was able to solve the murder.
وقتی تمام اطلاعات مربوط به جسد به استاد داده شد، او توانست قتل را حل کند.
The corpse was laid to rest in the vacant coffin.
جسد در تابوت خالی به خاک سپرده شد.
An oath of revenge was sworn over the corpse by his relatives.
خویشاوندانش بر روی جسد او سوگند انتقام خوردند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.