واژه

majority

(me jor' e te)

اکثریت

مَجوریتی

Definition

the larger number; greater part; more than half

توضیح فارسی

تعداد بیشتر؛ بخش عمده؛ بیش از نصف

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

A majority of votes was needed for the bill to pass.

برای تصویب لایحه، اکثریت آرا لازم بود.

اِ مَجوریتی آو ووتس واز نیدِد فور دِ بیل تو پَس.

The majority of people prefer to pay wholesale prices for meat.

اکثریت مردم ترجیح می‌دهند قیمت عمده برای گوشت بپردازند.

دِ مَجوریتی آو پیپِل پریفِر تو پِی هولسیل پرایسِز فور میت.

In some countries, the government does not speak for the majority of the people.

در بعضی کشورها، دولت نماینده اکثریت مردم نیست.

این سام کانتریز، دِ گاوِرنمِنت داز نات اسپیک فور دِ مَجوریتی آو دِ پیپِل.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.