واژه

burden

(ber' den)

بار / مسئولیت سنگین

بِردِن

Definition

what is carried; a load

توضیح فارسی

چیزی که حمل می‌شود؛ بار

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The burden of the country’s safety is in the hands of the president.

بار مسئولیت امنیت کشور در دست رئیس‌جمهور است.

دِ بِردِن آو دِ کانتریز سیفتی ایز این دِ هَندز آو دِ پرزیدِنت.

Irma found the enormous box too much of a burden.

ایرما جعبه بزرگ را بیش از حد یک بار سنگین دانست.

ایرما فَوند دِ اِنورمِس باکس تو ماچ آو اِ بِردِن.

Ricky carried the burden throughout his college career.

ریکی در تمام دوران دانشگاهش این بار را تحمل کرد.

ریکی کَرید دِ بِردِن ثروآوت هیز کالج کریر.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.