(ber' den)
بِردِن
what is carried; a load
چیزی که حمل میشود؛ بار
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
The burden of the country’s safety is in the hands of the president.
بار مسئولیت امنیت کشور در دست رئیسجمهور است.
Irma found the enormous box too much of a burden.
ایرما جعبه بزرگ را بیش از حد یک بار سنگین دانست.
Ricky carried the burden throughout his college career.
ریکی در تمام دوران دانشگاهش این بار را تحمل کرد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.