واژه

tradition

(tra dish' en)

سنت

ترَدیشن

Definition

beliefs, opinions, and customs handed down from one generation to another

توضیح فارسی

باورها، عقاید و رسم‌هایی که از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شوند

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The father tried to persuade his son that the tradition of marriage was important.

پدر تلاش کرد پسرش را متقاعد کند که سنت ازدواج مهم است.

دِ فادر تراید تو پِرسوید هیز سان دَت دِ تِرَدیشن آو مَریج واز ایمپورتِنت.

All religions have different beliefs and traditions.

همه ادیان باورها و سنت‌های متفاوتی دارند.

آل ریلیجِنز هَو دیفِرِنت بِلیفز اَند تِرَدیشنز.

As time goes on, we will eliminate traditions that are meaningless.

با گذشت زمان، ما سنت‌هایی را که بی‌معنی هستند حذف خواهیم کرد.

اَز تایم گوز آن، وی ویل اِلیمینِیت تِرَدیشنز دَت آر مینینگ‌لِس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.