ˈkwɒl ə faɪ
کوالِفای
become fit; show that you are able
شایسته یا واجد شرایط شدن؛ نشان دادن توانایی انجام کاری
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
I am trying to qualify for the job that is now vacant.
من تلاش میکنم برای شغلی که اکنون خالی است واجد شرایط شوم.
Since Pauline can’t carry a tune, she is sure that she will never qualify for the Girls’ Chorus.
از آنجا که پائولین نمیتواند درست آواز بخواند، مطمئن است که هرگز برای گروه کر دختران واجد شرایط نخواهد شد.
You have to be taller than 5 5 to qualify as a policeman in our town.
برای اینکه در شهر ما به عنوان پلیس واجد شرایط شوی باید قدت بلندتر از ۵ فوت و ۵ اینچ باشد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.