/wuː/
وو
to make efforts to attain or gain something
برای به دست آوردن یا کسب چیزی تلاش کردن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
syn. attract
syn. جذب کردن؛ جلب کردن
The directors tried to woo the support of the union.
مدیران تلاش کردند حمایت اتحادیه را جلب کنند.
The opponents of the proposed highway wooed nearby residents to defend their position.
مخالفان بزرگراه پیشنهادی تلاش کردند ساکنان اطراف را برای دفاع از موضع خود جلب کنند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.