واژه

woo

/wuː/

جلب کردن؛ به دست آوردن

وو

Definition

to make efforts to attain or gain something

توضیح فارسی

برای به دست آوردن یا کسب چیزی تلاش کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

syn. attract

syn. جذب کردن؛ جلب کردن

The directors tried to woo the support of the union.

مدیران تلاش کردند حمایت اتحادیه را جلب کنند.

ذِ دایرِکتِرز تراید تو وو ذِ سَپورت آو ذی یونیِن.

The opponents of the proposed highway wooed nearby residents to defend their position.

مخالفان بزرگراه پیشنهادی تلاش کردند ساکنان اطراف را برای دفاع از موضع خود جلب کنند.

ذی اَپونِنتس آو ذِ پِرِپوزد هایوِی وود نیرْبای رِزیدِنتس تو دِفِند ذِر پِزیشِن.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.