واژه

widespread

/ˈwaɪdspred/

گسترده؛ فراگیر

وایدسپرد

Definition

found everywhere

توضیح فارسی

در همه‌جا یافت‌شده؛ فراگیر

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

syn. extensive

syn. گسترده؛ وسیع

There is a widespread rumor that there will be no class next Thursday.

شایعه‌ای گسترده وجود دارد که پنجشنبه آینده کلاسی برگزار نخواهد شد.

ذِر ایز اَ وایدسپرد رومِر ذَت ذِر ویل بی نو کِلَس نِکست ثِرزدی.

The political influence of the developed countries of the world is widespread.

نفوذ سیاسی کشورهای توسعه‌یافته جهان گسترده است.

ذِ پُلیتیکِل اینفلوئِنس آو ذِ دِوِلَپت کانتریز آو ذِ وِرلْد ایز وایدسپرد.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.