واژه

wanton

/ˈwɑːntən/

نسنجیده؛ بی‌ملاحظه

وانتِن

Definition

done without thought or consideration; grossly negligent

توضیح فارسی

بدون فکر یا ملاحظه انجام‌شده؛ به‌شدت سهل‌انگارانه

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. wantonly

adv. نسنجیده؛ بی‌ملاحظه

syn. senseless

syn. بی‌معنا؛ بی‌فکر

Her wanton disregard of the rules was unexplainable.

بی‌اعتنایی نسنجیده او به قوانین توضیح‌ناپذیر بود.

هِر وانتِن دیسریگارد آو ذِ رولز واز اَن‌اِکسپِلِینَبِل.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.