واژه

truncate

/ˈtrʌŋkeɪt/

کوتاه کردن؛ ناگهان پایان دادن

ترانکِیت

Definition

to shorten; to end something suddenly

توضیح فارسی

کوتاه کردن؛ چیزی را ناگهان پایان دادن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. truncated

adj. کوتاه‌شده؛ ناتمام‌مانده

syn. cut

syn. کوتاه کردن؛ بریدن

The television program was truncated because the soccer match went into extra time.

برنامه تلویزیونی کوتاه شد زیرا مسابقه فوتبال به وقت اضافه کشیده شد.

ذِ تِلِویژِن پروگرَم واز ترانکِیتِد بِکاز ذِ ساکِر مَچ وِنت اینتو اِکسترا تایم.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.