/ˈstʌmbəl əˈpɑːn/
اِستامبِل اَپان
to discover or run into a person or thing accidentally
بهطور اتفاقی چیزی را کشف کردن یا با شخص یا چیزی روبهرو شدن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
syn. come across
syn. اتفاقی پیدا کردن؛ برخورد کردن
She stumbled upon a lot of interesting information about her research topic.
او بهطور اتفاقی به اطلاعات جالب زیادی درباره موضوع پژوهشش برخورد.
We might stumble upon deer while hiking in the woods.
ممکن است هنگام پیادهروی در جنگل اتفاقی با گوزنها روبهرو شویم.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.