واژه

stumble upon

/ˈstʌmbəl əˈpɑːn/

اتفاقی یافتن؛ اتفاقی برخورد کردن

اِستامبِل اَپان

Definition

to discover or run into a person or thing accidentally

توضیح فارسی

به‌طور اتفاقی چیزی را کشف کردن یا با شخص یا چیزی روبه‌رو شدن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

syn. come across

syn. اتفاقی پیدا کردن؛ برخورد کردن

She stumbled upon a lot of interesting information about her research topic.

او به‌طور اتفاقی به اطلاعات جالب زیادی درباره موضوع پژوهشش برخورد.

شی اِستامبِلد اَپان اَ لات آو اینتِرِستینگ اینفُرمِیشن اَبَوت هِر ریسِرچ تاپیک.

We might stumble upon deer while hiking in the woods.

ممکن است هنگام پیاده‌روی در جنگل اتفاقی با گوزن‌ها روبه‌رو شویم.

وی مایت اِستامبِل اَپان دیر وایل هایکینگ اِن ذِ وودز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.