/spəˈrædɪk/
اِسپُرَدیک
not consistent; irregular
غیرمداوم؛ نامنظم
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
adv. sporadically
adv. بهطور پراکنده؛ گهگاه
syn. erratic
syn. نامنظم؛ بیقاعده
The radio communications were subject to sporadic sunspot interference.
ارتباطات رادیویی در معرض تداخل گاهبهگاه لکههای خورشیدی بود.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.