واژه

precarious

/prɪˈkeriəs/

ناامن؛ بی‌ثبات

پریکِریِس

Definition

not safe, firm, or steady

توضیح فارسی

ناامن، نامحکم یا بی‌ثبات

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. precariously

adv. به‌طور ناامن؛ به‌شکلی بی‌ثبات

syn. hazardous

syn. خطرناک

The diver put himself in a precarious situation among the sharks.

غواص خود را در میان کوسه‌ها در موقعیتی خطرناک و ناامن قرار داد.

ذِ دایوِر پوت هیم‌سِلف اِن اَ پریکِریِس سیتچوئِیشن اَمَنگ ذِ شارکس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.