واژه

endure

/ɪnˈdʊr/

تحمل کردن؛ دوام آوردن

اِن‌دور

Definition

to last; suffer pain

توضیح فارسی

دوام آوردن؛ درد یا سختی را تحمل کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. endurable

adj. قابل تحمل

adj. enduring

adj. پایدار؛ بادوام

n. endurance

n. استقامت؛ تحمل

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.