واژه

clever

/ˈklevər/

باهوش؛ زیرک

کِلِوِر

Definition

intelligent; resourceful

توضیح فارسی

باهوش؛ کاردان و چاره‌اندیش

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. cleverly

adv. هوشمندانه؛ زیرکانه

n. cleverness

n. هوشمندی؛ زیرکی

syn. astute

syn. زیرک؛ تیزبین

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.