واژه

charisma

/kəˈrɪzmə/

کاریزما؛ جذبه

کَریزما

Definition

a special quality that endears other people to the person who has this quality

توضیح فارسی

ویژگی خاصی که باعث می‌شود دیگران به فردی که این ویژگی را دارد علاقه‌مند شوند

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. charismatic

adj. کاریزماتیک؛ دارای جذبه

syn. appeal

syn. جذابیت؛ گیرایی

She has charisma that no other candidate possesses.

او جذبه‌ای دارد که هیچ نامزد دیگری از آن برخوردار نیست.

شی هَز کَریزما ذَت نو آذِر کَندیدِیت پِزِسِز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.