واژه

vague

/veɪɡ/

مبهم؛ نامشخص

وِیگ

Definition

not clear; ambiguous

توضیح فارسی

روشن و واضح نبودن؛ مبهم

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. vaguely

adv. به‌طور مبهم

n. vagueness

n. ابهام

syn. unclear

syn. نامشخص؛ مبهم

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.