واژه

stable

/ˈsteɪbəl/

پایدار؛ باثبات

اِستِیبِل

Definition

experiencing few or no changes; not moving

توضیح فارسی

با تغییرات اندک یا بدون تغییر؛ بی‌حرکت

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. stably

adv. به‌طور پایدار

n. stability

n. ثبات؛ پایداری

syn. steady

syn. پایدار؛ ثابت

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.