واژه

precious

/ˈpreʃəs/

گران‌بها؛ عزیز

پِرِشِس

Definition

having much monetary or sentimental value; beautiful

توضیح فارسی

دارای ارزش مالی یا عاطفی فراوان؛ زیبا

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

syn. cherished

syn. عزیز؛ گرامی

This golden ring is my most precious possession.

این حلقهٔ طلایی گران‌بهاترین دارایی من است.

ذیس گُلدِن رینگ ایز مای موست پِرِشِس پِزِشِن.

The precious stone was one of a kind.

آن سنگ گران‌بها بی‌همتا بود.

ذِ پِرِشِس اِستون واز وان آو اِ کایند.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.