واژه

contradictory

/ˌkɑːntrəˈdɪktəri/

متناقض؛ ناسازگار

کانترَدیکتِری

Definition

not agreeing with the facts or previous statements made on the subject; declared wrong

توضیح فارسی

ناسازگار با واقعیت‌ها یا گفته‌های پیشین دربارهٔ موضوع؛ نادرست اعلام‌شده

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

v. contradict

v. تناقض داشتن؛ رد کردن

n. contradiction

n. تناقض

syn. inconsistent

syn. ناسازگار؛ ناهماهنگ

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.