واژه

condensed

/kənˈdenst/

خلاصه‌شده؛ فشرده

کِندِنست

Definition

made smaller; shortened; merge

توضیح فارسی

کوچک‌ترشده؛ کوتاه‌شده؛ ادغام‌شده

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

v. condense

v. خلاصه یا فشرده کردن

syn. summarize

syn. خلاصه کردن

This is a condensed version of the original research report.

این نسخه‌ای خلاصه‌شده از گزارش پژوهشی اصلی است.

ذیس ایز اِ کِندِنست وِرژِن آو ذی اِریجِنَل ریسِرچ رِپورت.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.