واژه

caliber

/ˈkæləbər/

کیفیت؛ درجه

کَلِبِر

Definition

the standard of; the degree of goodness

توضیح فارسی

معیار یا درجهٔ خوبی و کیفیت

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

syn. quality

syn. کیفیت

The high caliber of her work earned her a raise in pay.

کیفیت بالای کار او باعث شد حقوقش افزایش یابد.

ذِ های کَلِبِر آو هِر وِرک اِرند هِر اِ رِیز اِن پِی.

Only parts of the highest caliber can be used to make repairs on the spacecraft.

تنها قطعاتی با بالاترین کیفیت را می‌توان برای تعمیر فضاپیما به کار برد.

اونلی پارتس آو ذِ هایِست کَلِبِر کَن بی یوزد تو مِیک رِپِرز آن ذِ اِسپِیس‌کْرَفت.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.