/ˈkæləbər/
کَلِبِر
the standard of; the degree of goodness
معیار یا درجهٔ خوبی و کیفیت
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
syn. quality
syn. کیفیت
The high caliber of her work earned her a raise in pay.
کیفیت بالای کار او باعث شد حقوقش افزایش یابد.
Only parts of the highest caliber can be used to make repairs on the spacecraft.
تنها قطعاتی با بالاترین کیفیت را میتوان برای تعمیر فضاپیما به کار برد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.