واژه

assortment

/əˈsɔːrtmənt/

مجموعه‌ای متنوع؛ تنوع

اَسورت‌مِنت

Definition

a variety

توضیح فارسی

مجموعه‌ای متنوع

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. assorted

adj. گوناگون؛ جورواجور

syn. selection

syn. گزینش؛ مجموعه

You have an assortment of elective courses from which to choose.

شما مجموعه‌ای متنوع از درس‌های اختیاری برای انتخاب دارید.

یو هَو اَن اَسورت‌مِنت آو اِلِکتیو کورسِز فرام ویچ تو چوز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.