واژه

assimilate

/əˈsɪməleɪt/

جذب و همگون شدن

اَسیمی‌لِیت

Definition

to become a part of

توضیح فارسی

جزئی از چیزی شدن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

n. assimilation

n. همگون‌سازی؛ جذب

syn. incorporate

syn. در خود جذب کردن؛ یکی کردن

The United States of America has assimilated people from all parts of the world.

ایالات متحدهٔ آمریکا مردمانی را از تمام نقاط جهان در خود جذب و همگون کرده است.

ذِ یونایتِد اِستِیتس آو اَمِریکا هَز اَسیمی‌لِیتِد پیپِل فرام آل پارتس آو ذِ وِرلد.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.