واژه

acquire

/əˈkwaɪər/

به دست آوردن؛ کسب کردن

اِکوایِر

Definition

to gain or come to possess

توضیح فارسی

به دست آوردن یا صاحب چیزی شدن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. acquisitive

adj. مال‌اندوز؛ مایل به تملک

n. acquisition

n. اکتساب؛ چیز به‌دست‌آمده

syn. obtain

syn. به دست آوردن

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.