/ˌʌndərˈestɪmeɪtɪd/
آندِر اِستیمِیتِد
guessed lower than the actual quantity
کمتر از مقدار واقعی برآوردشده
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
v. underestimate
v. دستکم گرفتن
syn. miscalculated
syn. اشتباه محاسبهشده
The underestimated demand for tickets made the theater manager plan better for the next performance.
تقاضای دستکمگرفتهشده برای بلیت باعث شد مدیر تئاتر برای اجرای بعدی بهتر برنامهریزی کند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.