واژه

finite

/ˈfaɪnaɪt/

محدود

فاینایت

Definition

of a certain amount; having an end; not infinite

توضیح فارسی

دارای مقدار معین؛ دارای پایان؛ نامتناهی نبودن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

syn. limited

syn. محدود

There are a finite number of explanations for the unusual results.

تعداد محدودی توضیح برای نتایج غیرعادی وجود دارد.

ذِر آر اَ فاینایت نامبِر آو اِکسپِلِنِیشِنز فُر دِ اَن‌یوجوئِل ریزالتس.

Is there a finite number of stars in the universe?

آیا تعداد ستارگان جهان محدود است؟

ایز ذِر اَ فاینایت نامبِر آو استارز اِن دِ یونی‌وِرس؟
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.