واژه

curative

/ˈkjʊrətɪv/

درمان‌بخش

کیورِیتیو

Definition

being able to restore to good condition

توضیح فارسی

توانایی بازگرداندن به وضعیت خوب

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

n. cure

n. درمان

syn. healing

syn. شفابخش

The curative properties of certain plants have been well documented.

خواص درمان‌بخش برخی گیاهان به‌خوبی مستند شده است.

دِ کیورِیتیو پراپِرتیز آو سِرتِن پِلَنتس هَو بِین وِل داکیومِنتِد.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.