واژه

aggravating

/ˈæɡrəveɪtɪŋ/

آزاردهنده

اَگراوِیتینگ

Definition

making worse; annoying

توضیح فارسی

بدترکننده؛ آزاردهنده

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

n. aggravation

n. تشدید؛ آزردگی

v. aggravate

v. تشدید کردن؛ بدتر کردن

syn. irritating

syn. آزاردهنده

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.