واژه

tangible

/ˈtændʒəbəl/

ملموس، محسوس

تَنجِبُل

Definition

real; that which can be felt

توضیح فارسی

واقعی؛ چیزی که بتوان آن را احساس کرد

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. tangibly

adv. به‌طور ملموس

n. tangibility

n. ملموس‌بودن

syn. concrete

syn. عینی؛ ملموس

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.