واژه

sustained

/səˈsteɪnd/

پایدار، مداوم

سِستِیند

Definition

continuing in a constant way; remaining strong

توضیح فارسی

به‌صورت ثابت ادامه‌دار؛ قوی و پابرجا باقی‌ماندن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

v. sustain

v. حفظ کردن؛ ادامه دادن

adj. sustenance

adj. خوراک؛ وسیله حفظ و بقا

syn. consistent

syn. پیوسته؛ ثابت

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.