/səˈpoʊzɪdli/
سَپوزِدلی
according to reports or hearsay; widely believed or accepted
بر اساس گزارشها یا شنیدهها؛ بهطور گسترده باورشده یا پذیرفتهشده
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
adj. supposed
adj. فرضشده؛ مورد انتظار
v. suppose
v. فرض کردن
n. supposition
n. فرض؛ گمان
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.