/səkˈsɪŋkt/
سَکسینکت
short and to the point
کوتاه و مستقیم به اصل مطلب
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
adv. succinctly
adv. بهاختصار و روشن
syn. concise
syn. مختصر
Since she had little time to speak, the biologist made her presentation succinct.
چون زیستشناس زمان کمی برای صحبت داشت، ارائه خود را مختصر و مفید کرد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.