واژه

reflection

/rɪˈflekʃən/

بازتاب، انعکاس

ریفِلِکشِن

Definition

a picture or element thrown back

توضیح فارسی

تصویر یا عنصری که بازتاب داده می‌شود

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. reflected

adj. بازتاب‌شده

v. reflect

v. بازتاب دادن

syn. image

syn. تصویر

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.