واژه

moderate

/ˈmɑːdərət/

متوسط، معتدل

مادِرِت

Definition

not too much, not too little;

توضیح فارسی

نه بیش از حد زیاد و نه بیش از حد کم؛ متوسط و معتدل

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. moderately

adv. به‌طور متوسط؛ تا حدی

v. moderate*

v. کاهش دادن؛ ملایم کردن*

n. moderation

n. اعتدال؛ میانه‌روی

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.