واژه

involuntarily

/ɪnˌvɑːlənˈterəli/

غیرارادی، ناخواسته

این‌والِنتِرِلی

Definition

in an unthinking manner; not chosen

توضیح فارسی

به شکلی بدون فکر و غیرارادی؛ انتخاب‌نشده

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. involuntary

adj. غیرارادی؛ ناخواسته

syn. automatically

syn. به‌طور خودکار

He involuntarily worked overtime.

او ناخواسته اضافه‌کاری کرد.

هی این‌والِنتِرِلی وِرکت اووِرتایم.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.