واژه

aptly

/ˈæptli/

به‌طور مناسب، به‌جا

اَپتلی

Definition

having a tendency to do something; likely

توضیح فارسی

تمایل داشتن به انجام کاری؛ محتمل بودن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. apt

adj. مستعد؛ محتمل

n. aptness

n. تناسب؛ شایستگی

syn. appropriately

syn. به‌طور مناسب

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.