Definition

a natural flow of something; a pouring out

توضیح فارسی

جریان طبیعی چیزی؛ سرازیر شدن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

v. stream

v. جاری شدن؛ سرازیر شدن

syn. river

syn. رودخانه

There was a constant stream of information coming from the White House.

جریان پیوسته‌ای از اطلاعات از کاخ سفید می‌آمد.

ذِر واز اِ کانستِنت اِستریم آو اینفُرمِیشِن کامینگ فرام ذِ وایت هاوس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.