واژه

particular

/pərˈtɪkjələr/

خاص؛ معین

پِرتیک‌یولِر

Definition

a certain way or thing; unusual; hard to please

توضیح فارسی

یک شیوه یا چیز معین؛ غیرمعمول؛ سخت‌پسند

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. particularly* — *especially

adv. به‌ویژه؛ مخصوصاً

syn. specific

syn. مشخص؛ معین

The speaker has a particular way of persuading his audience.

سخنران شیوه خاصی برای متقاعد کردن مخاطبانش دارد.

ذِ اِسپیکِر هَز اِ پِرتیک‌یولِر وِی آو پِرسوِیدینگ هیز آدیِنس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.