واژه

launch

/lɔːntʃ/

آغاز کردن؛ راه‌اندازی کردن

لانچ

Definition

to cause something to begin

توضیح فارسی

باعث آغاز شدن چیزی شدن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

n. launch

n. آغاز؛ پرتاب

n. launching

n. آغاز؛ پرتاب

syn. initiate

syn. آغاز کردن

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.