/ˈfæktər ɪn/
فَکتِر اِن
to account for something while making a decision or analysis
هنگام تصمیمگیری یا تحلیل، چیزی را در نظر گرفتن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
syn. consider
syn. در نظر گرفتن
The family had to factor in the price of gasoline as they planned their road trip.
خانواده هنگام برنامهریزی سفر جادهای خود مجبور بود قیمت بنزین را در نظر بگیرد.
The architect did not factor in the required distance from the sidewalk in his design.
معمار فاصله لازم از پیادهرو را در طرح خود در نظر نگرفت.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.