/ɪɡˈzemplɪfaɪ/
اِگْزِمپلیفای
to give an example
مثال یا نمونهای ارائه کردن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
adj. exemplary
adj. نمونه؛ الگویی
syn. symbolize
syn. نماد بودن؛ نمادین کردن
The recent downturn in the housing industry exemplifies the poor economic conditions.
رکود اخیر در صنعت مسکن، شرایط بد اقتصادی را بهصورت نمونه نشان میدهد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.