واژه

chaotic

/keɪˈɒtɪk/

آشفته؛ بی‌نظم

کِی‌آتیک

Definition

being in complete disorder and confusion

توضیح فارسی

در بی‌نظمی و سردرگمی کامل بودن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

n. chaos

n. هرج‌ومرج؛ آشفتگی

syn. disorganized

syn. بی‌نظم

The traffic in Seoul is often chaotic.

ترافیک در سئول اغلب آشفته است.

ذِ ترافیک اِن سِئول ایز آفِن کِی‌آتیک.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.