واژه

abolish

/əˈbɒlɪʃ/

لغو کردن؛ از میان برداشتن

اِبالیش

Definition

to put an end to something

توضیح فارسی

به چیزی پایان دادن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

syn. eliminate

syn. حذف کردن؛ از میان برداشتن

Many states have abolished the use of cell phones while driving.

بسیاری از ایالت‌ها استفاده از تلفن همراه هنگام رانندگی را لغو کرده‌اند.

مِنی اِستِیتس هَو اِبالیشت ذِ یوس آو سِل فونز وایل درایوینگ.

Activists have been attempting to abolish animal testing for decades.

فعالان دهه‌هاست تلاش می‌کنند آزمایش روی حیوانات را لغو کنند.

اَکتیویستس هَو بین اَتِمپتینگ تو اِبالیش اَنِمَل تِستینگ فُر دِکِیدز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.