واژه

upstanding

/ˌʌpˈstændɪŋ/

درستکار؛ شریف

آپ‌اِستَندینگ

Definition

marked by integrity; good, honest

توضیح فارسی

مشخص‌شده با درستکاری؛ خوب و صادق

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

n. upstandingness

n. درستکاری

syn. moral

syn. اخلاقی؛ درستکار

The school only accepts upstanding young adults.

مدرسه فقط جوانان درستکار را می‌پذیرد.

دِ اسکول اونلی اَکسِپتس آپ‌اِستَندینگ یانگ اَدالتس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.