واژه

unmistakable

/ˌʌnmɪˈsteɪkəbəl/

کاملاً مشخص؛ غیرقابل اشتباه

آن‌میستِیکِبِل

Definition

clearly able to be determined

توضیح فارسی

به‌روشنی قابل تشخیص

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. unmistakably

adj. به‌طور آشکار و غیرقابل اشتباه

syn. indisputable

syn. غیرقابل انکار

The markings of the insect provided for an unmistakable identification of the species.

نشانه‌های حشره امکان شناسایی کاملاً مشخص گونه را فراهم کرد.

دِ مارکینگز آو دِ اینسِکت پرووایدِد فُر اَن آن‌میستِیکِبِل آیدِنتیفیکِیشن آو دِ اسپیشیز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.