واژه

sharply

/ˈʃɑːrpli/

به‌شدت؛ به‌سرعت

شارپلی

Definition

showing sensitivity or quick thinking; showing a quick change in direction

توضیح فارسی

نشان‌دهنده حساسیت یا تفکر سریع؛ نشان‌دهنده تغییر سریع در جهت

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. sharp

adj. تیز؛ شدید

v. sharpen

v. تیز کردن

n. sharpness

n. تیزی؛ شدت

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.