واژه

bachelor

ˈbætʃ ə lər

مجرد

بَچِلِر

Definition

a man who has not married

توضیح فارسی

مردی که ازدواج نکرده است

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

My brother took an oath to remain a bachelor.

برادرم سوگند خورد که مجرد بماند.

مای برادر توک اَن اوث تو ریمِین اِ بَچِلِر

In the movie, the married man was mistaken for a bachelor.

در فیلم، آن مرد متأهل با یک مجرد اشتباه گرفته شد.

این دِ مووی، دِ مَرید مَن واز میستِیکِن فور اِ بَچِلِر

Before the wedding, all his bachelor friends had a party.

قبل از عروسی، همه دوستان مجرد او جشن گرفتند.

بیفور دِ وِدینگ، آل هیز بَچِلِر فرِندز هَد اِ پارتی
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.