واژه

overtly

/oʊˈvɜːrtli/

آشکارا

اووِرتلی

Definition

in a way clearly seen; not done secretly

توضیح فارسی

به شکلی آشکار و قابل مشاهده؛ نه به‌صورت پنهانی

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. overt

adj. آشکار

syn. openly

syn. آشکارا

He overtly disregarded the regulations.

او آشکارا مقررات را نادیده گرفت.

هی اووِرتلی دیسریگاردِد دِ رِگیولِیشنز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.